برگزیده, علمی و دانستنی ها

ریشه یابی برخی از واژگان پارسی / متفاوت

شعر نستعلیق

اگر به خاطر داشته باشید در گذشته در مطلبی به ریشه یابی بعضی کلمات پرداختیم، نظیر:

چرا میگیم آچار فرانسه؟ / اندر احوالات ریشه آچار فرانسه

امروز برآنیم تا شما بزرگواران را با ریشه بسیاری از کلمات که در فرهنگ زبان زیبای ـمان کاربرد دارند آشنا کنیم. اینکه این کلمات از کجا آمده اند و چرا به این نام خوانده می شوند؟ چرا می گوییم پیچ گوشتی با اینکه می دانیم اصلا گوشتی نیست! یا اینکه پنجره در باطن به چه معناست؟ و چه جالب است بدانیم پنیر در ضمیر معنای کامل فرآیند تولید را نیز با خود دارد و … تا انتهای مطلب با ما باشید تا کمی با فرهنگ غنی واژگان پارسی آشناتر شویم.

شعر نستعلیق

ریشه واژه «آدینه»

این واژه در ایران باستان ati-ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن درآن نقطه می باشد (فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، دکتر محمد حسن دوست، ناشر: فرهنگستان زبان و ادب فارسى، ۱۳۸۳.)
که دقیقا معادل عربی آن «جمعه» می باشد واین دقیقا بیان می سازد که جمع شدن درنقطه ای برای عبادت و در روزی خاص، ریشه ای باستانی دارد.
آدیانکا←آدیانکه←آدیانه←آدینه

ریشه واژه «شلوار»

«شل» در زبان فارسی به معنای «ران» است. «وار» هم که به معنای مانند است که به معنای جامه ای شبیه ران می شود.

ریشه واژه «شلاق»

با توجه با واژه «شل» که در بالاتر توضیح داده شد این مورد نیز به معنای ابزاری که بر ران فرود می آید می باشد.

ریشه واژه «البرز»

«البرز» درآغاز «هربرز» وبه معنای کوه بلند بوده است: هر=کوه + بُرز=بلند
«هر» نیز به نظر می رسد محل برآمدن هور یاخورشید بوده است که بر «کوه» اطلاق شده است.
«هر»در زبان عربی به «حرا» تغییر شکل داده است.

ریشه واژه «دشنام»

«دُش» در زبان فارسی به معنای «ضد» و « ازبین برنده» می باشد.
دشنام= ضدّنام. کلمه ای که خوشنامی را ازبین می برد.
نمونه های دیگر برای «دُش»:
دشوار= دش (ضد) + خوار (ضد آسان) = ضد آسان
دشمن= ضدّمن
دژخیم= ضد اخلاق

ریشه واژه «زمین»

زمین از حکیمانه ترین و استوارترین واژه های زبان پارسی است که علاوه برنامگذاری مکان به سیر ایجاد آن نیز اشاره دارد.
زمین= زم (سرد) + ین (پسوندنسبی)= سرد شده.
همانطور که می دانیم زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید.
جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر (باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.

ریشه واژه «پاسخ»

پاسخ درآغاز «پات + سخن» یا «پاد + سخن» به معنای جواب سخن یا ضدسخن بوده که به مرور زمان حروف «ت» و «ن» از آن حذف شده و به گونه ی واژه ای روان درآمده است.

ریشه واژه «چمدان»

چمدان همان «جامه دان» فارسی است که به زبان روسی وارد شده است پس از تغییر درلهجه زبان فارسی دوباره به زبان فارسی وبه صورت «چمدان» برگشته است.

ریشه واژه های «مرد، زن، دختر، پسر، پدر، مادر»

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.
زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است.
دُختر از ریشه «دوغ» است که در میان مردمان آریایی به معنی «شیر» بوده و ریشه واژه ی دختر «دوغ دَر» بوده به معنی «شیر دوش» زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود. به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است . gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت می باشد. دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد .
اما پسر، «پوسْتْ دَر» بوده است. کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.
پوست در، به پسر تبدیل شده است. در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است. در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی (فَیلی) هنوز پسوند «دَر» به کار می رود. مانند «نان دَر» که به معنی «کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد».
حرف «پـِ » در «پدر» از پاییدن است. پدر یعنی پاینده کسی که می پاید. کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید. پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ «فاذر» در انگلیسی بیشتر به «پادَر» شبیه است تا تلفظ «پدر» !
خواهر (خواهَر) از ریشه «خواه» است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است.
بَرادر نیز در اصل بَرا + در است. یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما.
«مادر» یعنی «پدید آورنده ی ما». (زنده باد مادر)

ریشه واژه «پنجره»

پنجره= از دو واژه ی «پن (بستن) + جره (دارای قرینه) درست شده است.
به این مثالها جهت آشنایی با ریشه ی «پن» توجه کنید:
پنام= پن (بستن) +آم (دهان)= دهان بند
پنافتن= مسدودشدن
پنیر= پن (بستن) + شیر= شیربسته شده
پینه= پنه، بسته شده، پینه بستن
بند= دراصل «پنت» بوده و برای راحت چرخیدن در زبان به شکل «بند» درآمده است، وسیله ی بستن

ریشه واژه «جی»

«جی» از باستانی ترین نقاط شهراصفهان است و به معنای پادگان و لشگر وآوردگاه می باشد. این واژه در زبان عربی بصورت «جیش»=لشگر استفاده می شود.

ریشه واژه «پناه»

«پناه» از دو بن واژه ی «پن» به معنای «دربسته» و «آه» به معنای «مراقبت» وبه معنای جای دربسته برای مراقبت می باشد. برای مثال های بیشتر ریشه واژه پنجره را ببینید.

ریشه واژه «جوراب»

«جِر» در زبان فارسی ریشه ایست که «قرینه بودن» و «جوربودن» را می رساند که در ابتدا «گِر» تلفظ و بعدا به «جِر» تغییرصامت داده است. «جوراب» یا «گوراب» یعنی پوشش دارای جور یا قرینه که درابتدا به معنی پاپوش مانع نفوذ آب استفاده می شده است.
به واژگان دیگری که ازبن واژه ی “جر” درست شده است توجه فرمایید:
پنجره= پن (قابل بستن) + جره (داری قرینه)
جاری= به معنای قرینه ی همسربرادر
گاری= داری چرخهای قرینه
گور= حیوان دارای خطهای قرینه
گور= مدفن های در یک ردیف و دارای قرینه
انجیر= دارای دانه های جور و دارای قرینه
آجر= خشتهای دارای جور و همسان (آجور)
جردادن= به درازا نصف کردن و قرینه دار کردن پارچه
زنجیر= حلقه های دارای همسان و قرینه
جار= چراغ چندشاخه د ارای جور و همسان
جیره= غذای دارای اندازه های یک جور یا در وعده های یک جور
و…

ریشه واژه «آهو»

«آه» در زبا ن فارسی به معنای مراقبت است، آهو= آه + او (پسوندساخت اسم اشیا) یعنی حیوانی که دمادم مراقب خویش است.
سایرواژه های: آهن (فلزساخت وسایل مراقبت)، آهسته (حرکت همراه بامراقبت) نمونه های دیگری از این مدعاست …ضمناً بیندیشید در واژه هایی مانند: کلاه، پناه، نگاه (نگاه داشتن)، شاه، آگاه و …

ریشه واژه «پیچ گوشتی»

«پیچ» در زبان فارسی از دو واژه ی «پای» و «چم» درست شده است… «چم» یعنی حرکت گردشی و منحنی و در کل یعنی پایی که درآن چم و گردش وجود دارد.
پای چم=پایچ =پیچ

ریشه واژه «سیب»

«سیب» در زبان فارسی از ریشه ی «ساب» به معنای ساییده شده (صاف ولطیف شده) ساخته شده است که واقعاً این وازه برازنده ی «سیب» است.

ریشه واژه «جوان»

«جوان» در زبان فارسی از ریشه ی «جن» به معنای «جنبنده و پرحرکت» گرفته شده است. در میان برخی از ریشه های دو حرفی زبان فارسی هرگاه دو حرف «وا» بیاید معنای خصلت درونی به آن واژه می دهد مانند:
جن=ج+وا+ن=جوان
تن=ت+وا+ن=توان
نز(ظریف)=ن+وا+ز=نواز

ارسال شده توسط احسان

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد / وجود نازکت آزرده گزند مباد

63 دیدیگاه برای “ریشه یابی برخی از واژگان پارسی / متفاوت”

  1. حسین says:

    سلام
    سعی شما در موضوع ریشه کلمات فارسی خوب و با ارزش است ولی متاسفانه بنظر من سطحی و با سهل گیری به موضوع برخورد کرده اید و برای بعضی افراد که خودشان اهل مطالعه و نظر جدی نباشند شدیدا گمراه کننده و در نهایت نتیجه خلاف خواسته ی شمارا خواهد داشت . متشکرم

    1. ناشناس says:

      shoma ke ahle motalee hastin mishe risheye 2ta kalameye farsiro begid?vaqean ma iraniha qadr nashnasim

  2. جیجی says:

    خیلی عالی بود لطفا بازم از این مطلبا بذارید

  3. ناشناس says:

    ممنون
    ای کاش کتابی در مورد واژگاه فارسی در نت وجود می داشت و معرفی می شد.

  4. Mazdak says:

    شور بختانه این بررسی ها بیشتر من درآوردی است تا اتیمولوژیک. تنها ارزش ژورنالیستی برای سرگرمی آدمهای ساده اندیش و ناگاه دارد.

    1. ناشناس says:

      سپاسگدار میشوم اگر درست آنها را برایمان بنویسید

    2. saba1998 says:

      شیرین بختانه سطحی نگر خوده شمایی بهتره ب اطلاعتون برسونم این مبحث خودش ی کتاب تو دانشگاه هستش و نظرو دیدگاهتون فقط واسه خودتون مهمه 🙂

  5. الف says:

    شوربختانه شما که ادعای انیمولوژیکی داری ریشه یک لغت را بگو

  6. سحر says:

    خیلی ممنون

    1. جابر says:

      خیلی عالی بود .

    2. ج says:

      خیلی عالی بود .

  7. سمیرا says:

    جالبه و اینکه من حالا یه سری سئوال های دیگه برام به وجود امده مثلا آهسته آه که میشه مراقبت سته یعنی چی؟ و اینکه حالا میخوام جاهای دیگه رو هم بگردم تا مطمئن بشم این مطالبی از اینجا یاد گرفتم تا چه اندازه درسته

  8. عارف says:

    پیچ کوشتی-<پیچ کشتی:که از دو واژه پیچ یعنی پیچ دار و اریب و کشتی به معنای در هم تنیدن می باشد.نگر ابزاریست که با پیچ کشتی میگیرد تا انرا پیچاند و با پیچاندن چفت و بست را انجام دهد

  9. مدادآبی says:

    دست مریزا

  10. M.N.A says:

    عالی بود و اگر مطالب جدیدتر را در وب بگذارید ممنون میشم

  11. علی says:

    دوست خوب سلام.شل به معنای ران است وولی وار از ریشه اوستایی”وار/وَر” به معنای پوشاندن بوده است و سر جمع به معنای ران پوش است نه مانند ران. پیروز باشید

  12. مهدی says:

    با سلام و تشکر از شما.
    برای کلمه البرز، همونطور که می دانیم زبان فارسی و کردی از یک خانواده هستن. در کردی که ما الان باهاش حرف میزنیم، همین الان در کردستان ترکیه، هره=زیاد، خیلی – و برز در کردستان ایران به معنی بلند است. هره برز یعنی خیلی بلند که متاسفانه با ورود اعراب این نام به البرز تغییر یافت.

  13. علی says:

    اگرهندبریدمیبینیداکنون نیز شال میبندندشلواریعنی شالوارمانندشال استفاده میشه زن هم یعنی زاینده- آسمان:مانندآس،گردنده-اورد:توانایی،فرمان-اردک:او+ارد+ک=آب+توانا+ک=توانای آب کوچک–اردو:ارد(دستور)+و=دستوری-…..برای دانستن بیشتربه -جوک ما-ریشه واژه ها سربزنید

  14. مهران says:

    ابروی فارسی را با این اراجیف نبرید لطفا

  15. الهام says:

    جالب اینجاست که کلمه جوراب که اصلش گوراب هستش در گویش لری “گورمی” تلفظ میشه

  16. مجتبی says:

    این کار هرچند به رای خیلیها ریشه یابی اشتباهی انجام شده ولی بسیار بسیار کار زیبایی ست

  17. ناشناس says:

    دوست عزیز ریشه شناسی یه بررسی جامع و علمی است ..جرا هرچیز را اینطور تخیلی و غیرعلمی بررسی میکنید

  18. گودرز says:

    دش بمعنی بد است ودشنام یعنی بدنامی-شلاق نیزچون ازتابدادن شال درست میشد شالاق میگن-جوان هم بمعنی کسیه که جنبندگیش زیاده-وووو خیلی ناپخته نوشتی بیشتر بخوان کمتربگو

  19. گودرز says:

    سمیرا خانم آه سته یعنی با مواظبت ومراقبت کاری را انجام دادن

  20. هومن says:

    سلام
    ریشه واژه های پدر ومادر و خواهر و پسر و دختر و بابا در زبان کوردی هست.
    پدر:پِ+دَر: پِ پیشوندی در کوردی هست ، ده ر دو قسمت هست د بن فعل دان و یعنی دادن و اَر نشانه اسم فاعل هست مانند انگلیسی که اِر هست پس پدر یعنی بخشنده و عطا کننده هست معادل فارسی آن نده است.
    اما مادر، “ما” نشانه مونث بودن در زبان کوردی هست مانند مامر به معنی مرغ ماده پس مادر یعنی بخشنده و دهنده مونث
    پیشوند پِ یا پی در کوردی کاربرد وسیع دارد.و این پیشوند در بعضی از کلمات کوردی که وارد فارسی شدند به پَی تغیر یافته
    مانند پِیوَند که در کوردی به معنی بستن است همچنین فعل پیوستن نیز از پی +وستن :به آن بستن یا پیمان یعنی بر اساس آن ماندن و حفظ رابطه کردن است
    پیشوند پِ به معانی به آن و بر اساس آن و یا بوسیله آن است.
    پسر: اسم فاعل(اَر نشانه اسم فاعل هست در کوردی) هست و به معنی پاس دارنده هست

    بابا از واژه پاپای کوردی گرفته شده و به معنی رسیدگی و مراقبت است.
    دختر همان دوخدَر است: دوخ(دوغ) +دَر(دهنده)

    دایی: دا+یی: دا در کوردی یعنی مادر و دایی یعنی وابسته به مادر

    و البرز همان اَرَبَرز یا هَرَبرز کوردی هست و به معنی خیلی بلند است. هَلَت در کوردی یعنی تپه و یا کوهی که ارتفاع کمی دارد.

  21. گودرز says:

    شال که همون شاله وار هم بمعنی ماننده یعنی مانندشال-اگه هنوزم عکسای قاجارو یا هند روببینید متوجه میشید که درگذشته شال را بکمر میبستند تا پایین تنه را بپوشانند وقتی شالوارجای آنرا گرفت بهش مانندشال گفتن(کارشال رو میکنه)

  22. گودرز says:

    دوستان جوان دروب من یک مقاله بنام ریشه واژه ها هست که ازینا درست تره-جوک ما-ریشه واژه ها

  23. وحید says:

    دمت گرم

  24. وحید says:

    ممنون از تلاشتون

  25. pink says:

    لطفا ریشه کلمه خلبان؟
    با تشکر

    1. احسان says:

      سلام. چون این واژه را فرهنگستان زبان ایران در سال ١٣١٩ خورشیدی بجای واژه ی Aviateur فرانسوی برگزیده است . بی گمان پارسی است بویژه آنکه در زبان انگلیسی نیز به راننده ی هواپیما Pilot می گویند که این واژه هم هیچ مانندگی ای با واژه ی ‌«خلبان» ندارد . بر این پایه از این دو زبان ، ریشه نگرفته است .
      برای شناخت ریشه ی این واژه ، باید اندکی از دیدگاه زمانی واپس برویم.
      این واژه، از دو بخش «خَلَه + بان» ساخته شده است.
      «خَلَه» یک واژه ی پارسی است و به چوب درازی گفته می شودکه دارای سر پهنی است وکرجی رانان ، با بردن آن در آب و فشار به آن ، انگیزه ی به پیش رفتن کرجی و یا کشتی را فراهم می آورند . همان چیزی که امروز به آن ‌«پارو»گفته می شود.

      شمس فخری می گوید :
      کشتی اهل فضل شود غرق بحر یأس
      گرنه ز اهتمام تو باشد ورا خَلَه

      در اینجا باید این نکته را افزودکه ‌«خله» ازریشه ی کارواژه ی ‌«خلیدن‌»گرفته شده است . به گفته ی دیگربه هر چیزی که فرو رونده باشد (مانند: پاروی کشتی وکرجی ، سوزن ، سیخانک جوال دوز و درفش کفشدوزان) می توان «خَلَه»گفت .

      امیر خسرو دهلوی می گوید:
      آدمیان را سخنی بس بود
      گاو بودکش خله در پس بود

      به همین انگیزه پاروزنان کشتی ها وکرجی ها را در زبان فارسی «خَلَه بان» و در زبان فرانسه ‌«پیلوت‌» ودر انگلیس ‌«پایلوت‌» می گفتند و چون در زبان های اروپایی بویژه زبان انگلیسی به هنگام پدید آوردن هواپیما ، به راننده آن هم Pilot گفتند .
      فرهنگستان ، همین واژه پارسی ‌«خله بان‌» راکوتاه کرد و «ه» آن را انداخت و به راننده هواپیما «خلبان‌» گفت که مردم نیز آن را پذیرفتند.

      چامه سرای شیرین زبانی می گوید:
      پرواز چنان سوی زنان می کنم از شوق
      گویی که از آن روز تولد خلبانم !!

      برگرفته از تالار میدوری به آدرس:
      http://www.midorinco.ir/archive/index.php/thread-934.html

  26. طالبیان says:

    سلام خسته نباشید بسیار عالی است انشا اله کارتان ادامه داشته باشدبسیار استفاده میبرم

  27. لطفی says:

    من در واژه آچار فرانسه کاری با فرانسش ندارم خود واژه آچار ترکی هستش.آچ یعنی باز کن و آچار یعنی چیزی که باز میکنه.خخخخخ

  28. افشین says:

    سلام . من از کاری که در پیش گرفتی ازت سپاسگذاری میکنم.من چند سال تحقیق کرده ام .۵۰% مطالبت را تایید میکنم عالی بود ولی بقیه اش … فکر میکنم شلوار از شال به پایین (شال وار) بوده و آب در جوراب پا بوده. ارتباط بند =پنت را عالی گفتی depend (آویزان) .مطالبت در باره افراد خانواده درست بود. تو خودت محققی یا فقط یک انتقال دهنده هستی؟

  29. ناشناس says:

    سلام بر دوستان؛ من هم به نوبه خود از توجه عزیزان به این مقوله تشکر می کنم ولی به نظرم مطالب ارایه شده علمی و متقن نیست. یک نمونه هم خدمتتان عرض می کنم که دبیرمان در دبیرستان به ما تعلیم کردند. حرف آ در فارسی قدیم به معنی نفی و ضد است. هو به معنای خوب و آهو به معنای عیب است. مثلا در این بیت از نظامی که آهوی دوم به معنای گناه آمده است
    آن کس که نه آدمی است گرگ است آهو کشی آهویی بزرگ است

    1. علی says:

      ا برای ضد گفتن بکارمیره مث انیران یعنی غیرایرانی ولی آ بمعنی دارنده است اتاق به معنی سازه دارای تاق است

  30. علی says:

    حق با آقای لطفی است،آچار در زبان تورکی اسم آلت است و از مصدر آچماک یعنی باز کردن است.
    دوست عزیزی که کلمات بالا را ریشه شناسی کرده اند بهتر می دونن که این ریشه یابی ها یک کار سلیقه ایی است و ییشتر جنبه تئوریک دارند و قاعدتا کسی که در کار ریشه یابی فارسی است قاعدتا بایستی به زبان های فارسی ،عربی و تورکی مسلط باشد.

  31. دامغانی says:

    بسیار عوام​ فریبانه بود ،لطفا این طور زبان فارسی را مغدوش نفرمایید
    لابد فیلیپین یعنی فیل+پین واین هم یعنی نگهبان فیل ! فیل بین و فیل بان و …

  32. بابک says:

    به نظر خیلی چرند میاد. مثلا

    زمین= زم (سرد) + ین (پسوندنسبی)= سرد شده.

    همانطور که می دانیم زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید.

    من یاد معجرات قران افتادم عجب دانشمندانی بودیم ما و خودمان خبر نداشتیم

  33. فروتن says:

    متاسفانه بسیار عامیانه و غیر علمی و در اکثر موارد اشتباه بود

  34. رامین خسروی says:

    شوربختانه بیشتر این ریشه یابی ها غلط و عامیانه بود.

  35. نیلوفر says:

    عالی خیلی خوبه اما بعضی از تاریخچه ها درست نیست

  36. نیلوفر says:

    عالی خیلی خوبه اما بعضی از تاریخچه ها درست نیست چون بعضی از کلمات به معنای دیگه ای هستند

  37. ایرانی says:

    افسوس که فرهنگستان ازاین بن واژه ها برای ساخت واژگان نو بهره نمی برد …ماکه هیچ امیدی به این فرهنگستان نداریم

  38. ناشناس says:

    درود برشما و سپاس از نگاه تیزبین و نکته سنج دوستان
    پرداختن به زبان پارسی خود هنری شگرف و بیان درست و نادرست این مطالب دریچه ای به سمت روی آوری به دانش بیشتر و علمیتر است.
    برای دستیابی دوستان نیک اندیش به ریشه شناسی درست واژگان فارسی می توان به کتاب نامه باستان در ۹ جلد به کلک با کفایت استاد کزازی شاهنامه پژوه و استاد مسلم ادبیات فارسی مراجعه کرد .

  39. معلم says:

    درود بر دوستان نیک اندیش و دانش پژوه
    بهترین کتاب موجود درزمینه ی ریشه شناسی واژگان پارسی،«نامه باستان» در ۹جلد به قلم توانای استاد بزرگوار آقای کزازی است .

  40. نگار says:

    خوب از خودتون بافتین

  41. انقدر تعصب کور کورانه says:

    انقدر متا لب الکی تو اینترنت زیاد شده که خودمون باورمون شده زبانمون اصیله ولی حتی ۱ نفرتونم نمیدونید کلا زبان فارسی چند تا کلمه داره که ۵۰ درصدش از زبان ترکمنه و ۵۰ درصد دیگه شم از هر زبانی توش پیدا میشه .
    شما به زبان فارسی افتخار میکنید میدونید چرا زبان فارسی چرا تو دوره های مختلف تغییر هایی کرده چون فرهنگ ها و مردم های زیادی بهش فرمان روایی کردن و حتی زبون مردم رو هم عوض کردن من حتی الان نمیدونم چند تا از کلمه هایی که نوشتم به قول شما (پارسیه)
    ما به چیزی مینازیم کخ حتی کلمه (بشقابش) ترکمنیه (که میشه به زبان ترکمنی ظرف خالی )
    (بش)یعنی خالی
    (قاب) یعنی ظرف که خود کلمه ظرفم از یه زبان دیگست لامصب

    1. فرزند کوروش says:

      درود
      تنها ۲ گروه هستند که چنین سخنان ناشایستی درباره زبان نژاده پارسی میزنند
      ۱-دشمنان ایران
      ۲-بی سواد ها
      از روش سخن گفتنت میتوانم بگویم تو از هر دو گروهی!
      سخن تو از ناسزا بد تر است! ریشه واژگان پارسی همگی در اوستا یافت میشود.
      پارسی امروزه که با زبان عربی امیخته شده، پر است ازواژه های بیگانه و این ما هستیم که برمیگزینیم چه واژه ای به کار ببریم…
      و هرگز از یاد نبر که نخستین تمدن و نخستین امپراطوری جهان ایران بوده.
      من خواهش میکنم با نادانسته سخن گفتن زبان پارسی را زیر سوال نبر .
      ما هم با اینترنت باورمون نشده زبانمون اصیله با خواندن کتاب هایی که در این مورد از استادان بزرگ و معتبر هست و دیدن مدارک باورمون شده!
      و این تنها یک باور نیست، زبان ما کهن ترین زبان در جهان است و هرگاه خواستی به زبان پارسی ناسزا بگویی به یاد داشته باش که هنوز ایران دوستانی هستند که از وطنشان دفاع کنند.
      ۵۰ درصد واژه های ما از ترکمنیه؟؟؟؟!!!!!!!! خود ترکمن ها الفبای لاتین به کار میبرن!!!!!!!!
      نخستین خط رو ایرانی ها پدید اوردند تا از آن در نگارش هایشان و … بهره گیری داشته باشند.
      بسیاری از ریشه های واژه های ما در زبان های دیگه دیده میشه . این ها را بیشتر ایرانیان میدانند…
      تو نمیتوانی خود را آریایی خطاب کنی.
      بیش از این چیزی نمیگویم زیرا افراد مانند تو از خویش بیگانه اند.

      1. . says:

        جان مادرت تموم کن این به کوروش نازیدن هارو اگه به کارکردنه داریوش بیش تر کارکرد بابا چتونه اینقدر ناسیونالیستید گذشته رو بخونید وبدونیداما دراون زمان اسیر نشید برای میهنمان تلاش کنیم واز همه مهمتر برای اسلام …فعلا این حال که بعد ها می شه گذشته پس باید به امروز بااستفاده از تجربیات دیروز اهمیت داد …

  42. کریم says:

    بنده زمانی این مطالب رو قبول میکنم که منبع معتبری برای اونها معرفی کنید تا تحقیق بشه.ممنون

  43. nnn says:

    (خدای من) من هیچ تحصیلاتی در این مورد ندارم اما به همه توصیه میکنم باذکر تخصص و تحصیلتون اشتباهات رو تصحیح و نظرتون رو بیان کنید وگرنه همه میتونند نظر بدند…

  44. وطنم ایران زیبا says:

    ممنون از مطالب که گذاشتین
    هرچند بعضی جاها درست نیست
    بعضی از کلمات فارسی با کردی دارای ریشه یکسان هستند که اشاره نشده
    مثلا کلمه البرز از “هر” و “بَرز” (نه بُرز) تشکیل شده که در کردی به معنی کوه بلند است
    یا مثلا واژه ” نوسان” در کردی دقیقا معنی حرکت رفت و برگشت و بدون توقف دارد
    یا واژه ” شورش” و …
    کلماتی که در آنها ” خوا” بصورت ” خا” خوانده میشه در کردی همون تلفظ رو داره مثل خواهش که در فارسی خاهش خوانده میشه
    بنا به دلایل مشابه کاش شما ریشه واژه ها رو در کردی جستجو میکردید. البته فارسی و کردی ریشه مشترک و باستانی دارند. من نمیخوام بگم فارسی نبوده!
    ولی واژه‌ها تو فارسی اونقدر تغییر کرده‌اند که برای ریشه‌یابی نمیتوان از خود فارسی کمک گرفت

  45. علی says:

    با سلام : به نظر بنده برای ریشه شناسی لغات باید افراد مختلفی از زبان های مختلف شرکت کنند . مثلا اگر کسی داره ریشه یابی لغات را میکنه حتی مسلط بودنش به زبان های مختلف برایش کافی نیست . بلکه برای شناخت ریشه یک واژه به یک یا چند نفر که سال ها با آن زبان زندگی کرده اند و با آن حرف زده اند لازم هست . اگر سایتی در اینترنت ایجاد بشه و هر کسی نظر بده و در نهایت نتیجه نهایی اعلام بشه بهترین روش هست . من خودم آذری زبان و ترک زبان هستم و بار ها دیدم که حتی بزرگترین استادان هم نتوانسته اند ریشه یا معنی یک واژره به درستی بیان کنند و آن واژه آذری بوده و من معنی و ریشه دقیق آن را می دانم به این دلیل من با آن واژه زندگی کرده ام بنابر این پیدا کردن ریشه یک واژه به نظرات چند نفر که هر کدام به آن زبان مسلط هستند نیاز هست . از این دوستمان که این سایت را ایجاد کرده اند تشکر می کنم و از دوستان هم انتظار دارم به جای مسخره کردن و اهانت کمک کرده و همدیگر را مساعدت نمایند تا به به جواب دقیق برسیم …

    1. isi says:

      زبانی به نام آذری وجود ندارد ولی زبان ترکی آذربایجانی هست.

  46. حسین says:

    ممنونم از اطلاعات و آگاهیهایتان.واقعا که هر چیزی رو از روی تاریخ وتاریخچه اش منطقی تر و اموزنده تر میشه وصف کرد.البته همونطور که بسیاری اگاه هستند پیش از اسلام ما ۲ گویش داشتیم پهلوی اشکانیک در شمال و پارسی ساسانیک در جنوب که بازمانده. و تغییریافته زبانهای ایرانی از دوران مادها و هخامنشیست.اینکه برخی دوستان اشاره کردند زبانها واژه ها را به هم وام میدهند بنابر این عمل غیر عادی نیست که در. زبان رسمیه کنونی هم که فارسی مینامیم لغات زیادی از زبانهای دیگه وجودددارد.زبانشناسی دانش شیرینی هست که به دور از تعصب مانند هر علم دیگری گرانبهاست.سپاس از توضیهاتتون.

  47. یوسف says:

    خیلی شگفت انگیز بود
    من که خوشم اومد

  48. همایون says:

    من خیلی وقت بود کامنت نمیدادم شاید بگم چند سال! 🙂 اما خیلی خوشم اومد. دمت گرم!

  49. آرش says:

    مطلب عالی بود..ممنون

  50. ارشام says:

    در مورد ریشه کلمه جوان امکان دارد که از واژه juven اسپانیایی یا بهتر است بگوییم لاتین امده باشد خیلی کلمات مثل el padre پدر و …. می توان شبیه فارسی یافت چون از نظر من فارسی خود از عربی ترکی فرانسه و … تشکیل شده است پس امکان دارد از لاتین هم وارد شده باشد

  51. فرهاد says:

    دوست عزیز، برخی از ریشه‌یابی‌ها درست است اما بیشترشان من درآوردی و برخلاف دانش ریشه‌شناسی و صرفاً بر اساس حدس و گمان‌اند.

  52. isi says:

    مطالبتون نیازمند منبع معتبر هست.

  53. محمود says:

    گاری= داری چرخهای قرینه
    به باور من بسیاری از این ریشه یابی ها نادرست هستند و کمی جستجو در فرهنگ واژه ها می توان به نادرستی شماری از اینها پی بر. برای نمونه همین واژه گاری؛ به این معنی از هندی گرفته شده است. فرهنگ معین: (هندی) ارابه ای که با اسب گشیده شود.
    به عنوان پسوند واژه های بسیاری می سازد، مانند: سازگاری، رستگاری، خواستگاری،

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *